مصاحبه من با دیوید اگیلوی به زبان فارسی

تصور کن اسطوره ات را در خواب ببینی .

دیوید اگیلوی نابغه شناخته شده دنیای تبلیغات است . یک افسانه ی واقعی.

کسی که با نوشتن متن هایش مردم را به معنای واقعی افسون می کرد .
کسی که می توانست هر چیزی را به هرکسی بفروشد.

حتی خیال دیدنش در خواب هم برای من معنای خاصی دارد.
شب از نیمه گذشته بود و من طبق معمول بیدار بودم و تقریبا درباره همه چی فکر می کردم …
درباره کسب و کار ، باتلاق دانشگاه ، باتلاق عمیق تر سربازی ، دختر همسایه ، درباره ایده نوشتن صفحات صبحگاهی و صدها افکار دیگر.
ساعاتی گذشته بود و بیشتر افکارم به سوی آینده کسب و کارم پیش می رفت .
لحظه ای یاد یکی از مقالاتی که روز پیش خوانده بودم افتادم. مقاله ای که درباره فرمول های عنوان نویسی دیوید اگیلوی بود.

در ذهنم تصور کردم که اگر اگیلوی زنده بود و به زبان فارسی هم صحبت می کرد
از او چه می پرسیدم ؟

جواب سوال هایم را با خواندن کتاب های دیوید اگیلوی پیدا کردم و محتوای آن را برایت نوشته ام .
در مقاله زیر می توانی مصاحبه من را با دیوید اگیلوی را بخوانی :

( قُلُپ سوم از سری مقاله های ” یه قُلُپ کپی رایتینگ ” را می توانی مطالعه کنی و لذت ببری. البته اگر قُلُپ اول و قُلُپ دوم را مطالعه کرده ای . )

 

دیوید اگیلوی جان ، درس های مهمی که در تبلیغات آموخته ای را در چند جمله به من می گویی ؟

 

1 . تنها بخش کوچکی از خلق یک اثر تبلیغاتی مرهون الهام ها و نوگرایی های ذهن است.
چون قسمت اعظم آن به دانش و سختکوشی فرد بستگی دارد. کسی که اندک استعدادی داشته باشد و راهکارهای دست به جیب کردن مردم را به خوبی بداند ، در این وادی موفق است .

2 . این حس اغواگر واگیردار است که سرگرم کردن مردم را به فروش بیشتر ارجح بدانیم.

3 . برای مقایسه کاربرد روش های تبلیغاتی باید بررسی کرد کدام یک فروش بیشتری را رقم زده اند.

4 . پیش از نوشتن متن تبلیغ باید با محصول آشنایی کامل پیدا کرد.

5 . کلید موفقیت در این است که به مشتری وعده ی یک تفاوت چشمگیر را بدهیم .

6 . ویراستاران بهتر از کسانی که کار تبلیغات انجام می دهند ، با اعجاز کلمه ها آشنا هستند ، باید از دانسته هایشان استفاده کرد.

 

دیوید اگیلوی زمانی که ذهنت خالی و غیرفعال است چگونه آن را فعال می کنی ؟

بسیاری از مردم که من هم جزو آن ها هستم معمولا زمانی که کمی نوشیدنی نوشیده اند فعال تر و خلاق تر می شوند.
من می دانم که اگر دو یا سه لیوان بنوشم خیلی بهتر می توانم بنویسم
و احساس می کنم که 15 دقیقه مطالعه فرهنگ جملات ادبی برگزیده ی آکسفورد و همچنین گوش سپردن به موسیقی می تواند به خلاقیت من کمک کند.

چطور می نویسی ؟

کاری که می کنم این است که مطلبم را می نویسم و آن را آن قدر ویرایش می کنم تا به حد قابل قبولی برسد . باید اعتراف کنم که برای من کار سختی است. من در نوشتن خیلی هم مهارت ندارم و کند هستم .

تاکنون پیش آمده که یک آگهی را نوزده بار پیش نویس کرده ام تا راضی شده ام که آن را به کسی نشان دهم تا درباره ی آن نظر بدهد.

حرفه ی نویسندگی برای من چندان ساده نیست.

می توانی دستورالعمل شخصی ات را که در ساخت تبلیغ خوب و مناسب استفاده می کنی در اختیار من قرار دهی ؟

قبل از این که دستورالعمل را در اختیارت قرار دهم باید دید تبلیغ خوب و مناسب چیست ؟

خب سه نوع نگاه وجود دارد .

یک دسته معتقدند تبلیغ خوب و مناسب همان چیزی است که رضایت و تایید مشتری را طلب کند.
گروهی دیگر می گویند تبلیغ خوب و مناسب ، فروش عالی را به ارمغان می آورد
و در حافظه ی مردم و عالم تبلیغات به عنوان یک اثر باارزش ثبت می شود.

خود من کارهای تبلیغی زیادی ساخته ام که هم فروش مافوق تصوری را رقم زده اند و هم در صنعت تبلیغ از آن ها به عنوان کارهای ستودنی یاد شده است،
ولی جز دسته سوم هستم و معتقدم تبلیغی تاثیرگذار است که مخاطب را به تفکر درباره ی آنچه ما می خواهیم ، وادارد ، نه این که مجذوب خود تبلیغ شود.

 

و اما دستورالعمل شخصی من برای درست تبلیغ کردن :

1 . اهمیت آنچه می گویی بیشتر از چگونه گفتن آن است.

آنچه مشتری را به خرید وامی دارد محتوای تبلیغ است ، نه چگونگی ارائه ی آن .
مهم ترین وظیفه ی ما این است که ببینیم در معرفی محصولمان چه چیزهایی را می توانیم بگوییم و چه قول هایی را می توانیم بدهیم.

سال ها پیش دکتر جانسون گفت :
روح هر تبلیغ یک وعده ای بزرگ است.

درست بودن وعده و بیان صریح آن طوری که جای هیچ حدس و گمانی باقی نماند ، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

2 . تبلیغات شما محکوم به شکست است ، مگر اینکه ایده ی بزرگی پشت آن باشد.

وقتی وارد این حرفه شدم ، مصمم بودم همه ی کارهایم را در بالاترین سطح ممکن ارائه دهم تا به موفقیتی چشمگیر دست پیدا کنند.
البته در بیشتر تلاش هایم به این هدف رسیده ام ، چون سراغ ایده های بکر و جذاب می روم و پرورششان می دهم.

3 . اگر حوصله ی مردم سر برود ، خرید نمی کنند.

افراد در طول روز با صدها تا هزاران تبلیغ رو به رو می شوند. تعجبی ندارد که همه می توانند بی اعتنا از کنار آن ها رد شوند تا فکرشان را مشغول نکنند.

در همهمه و هیاهوی دنیای امروز صدایی را می توان به گوش دیگران رساند که به واسطه ی طنین دلنشینش از بقیه ی صداها متمایز باشد.
تولید ما باید چیزی باشد که مردم به خواندن و دیدنش رغبت نشان بدهند.

 

4 . خوش زبانی کنید ولی لودگی هرگز

باید با هر وسیله ای که در دسترس داری قاپ مخاطب را بدزدی و لبخند را به لبش بنشانی
ولی نباید کسی یا چیزی را به سخره گرفت . خانم خانه داری که می خواهد خرید کند حوصله شوخی ندارد.

 

چطور یک آگهی تبلیغاتی بنویسم ؟

1 . تیتر اصلی :

تیتر مهم ترین عنصر یک آگهی تبلیغاتی به شمار می رود و مانند اسم رمز ، مجور ورود خواننده به فضای تبلیغ است.
به طور معمول تعداد کسانی که فقط تیتر را می خوانند پنج برابر بیشتر از آن هایی است که بدنه ی آگهی را هم می خوانند.

گاهی فقط با تغییر تیتر می توان تاثیر یک تبلیغ را ده برابر کرد . برای همین است که من برای هر کاری دست کم 16 تیتر می نویسم تا بعد از میان آن ها یکی را انتخاب کنم و در نوشتن هر کدام تمام این نکته ها را در نظر دارم :

1 . تیترها دروازه های ورودند و باید طوری شکل بگیرند که قاپ هر بیننده را بدزدند و نگذارند بی تفاوت از کنارشان رد شود.

باید مخاطب را مشخص کنی.

2 . تیتر باید در خواننده انگیزه ایجاد کند و وعده ی خوشایندی بدهد ، وعده ای که دور از واقعیت نیست و به تحقق آن ایمان داری.

3 . کلمه های می توانند اعجاز کنند پس از کلمات ترکیبی و جدید استفاده کن.

هرگز به این کلمه ها که زیاد به گوشتان خورده اند پشت نکن که کارایی شان حتمی است و از قضا دلیل این که زیاد آن ها را دیده و شنیده ایم ، همین است که معجزه می کنند.

4 . وعده ای که به تحقق آن ایمان داری را در تیتر بده.

نگران نباش حتی اگر هم تیتر طولانی شد.
وقتی کسی خواندن آن را شروع کرد ؛ به طور حتم نیمه کاره رهایش نمی کند.

 

5 . کسی به سراغ بدنه ی آگهی می رود که تیتر توانسته باشد کنجکاوی اش را برانگیزاند. پس باید عبارت را طوری تمام کنی که خواننده نتواند به راحتی از خواندن بقیه ی مطلب صرف نظر کند.

 

بدنه ی آگهی :

وقتی می خواهی بدنه ی آگهی را بنویسی ، گوشه ی دنجی پیدا کن و بنشین طوری که انگار داری سر میزشام با یکی از دوستانت گپ میزنی و از شما می پرسد :

می خوام شامپومو عوض کنم ، تو چی رو پیشنهاد می کنی ؟

همان چیزهایی را بنویس که در جواب چنین پرسشی می گفتی.

1 . حاشیه نرو . یک راست به اصل مطلب اشاره کن و آسمون ریسمون نباف.

2 . از کلی گویی بپرهیز. با شاهد و مدرک ادعاهایت را ثابت کن و شیوه ای دوستانه و وصمیمی را در پیش بگیر تا حوصله ی خواننده سر نرود.

3 . همیشه باید برای اثبات ادعاهایت شاهد و مدرک بیاوری . برای خواننده های تبلیغ ، حرف مشتریان قبلی سند است.

4 . روان بنویس و متن خود را بازبینی کن.

به همان زبانی که عامه ی مردم صحبت می کنند بنویس تا حواس خواننده پرت نشود و روی موضوع موردنظر شما تمرکز کند.

 

5 . از به کار بردن کلمه های قلمبه سلمبه بپرهیز.
هنر ساده سخن گفتن را بیاموز تا با استفاده از کلمات کوتاه ، جمله های ساده و پراگراف های منسجم منظورت را واضح و روشن بیان کنی.

 

دیوید اگیلوی اگر بخواهی من را نصحیت کنی تا به اوج قله صعود کنم ، چه نصیحتی برایم داری ؟

چند نکته برایت دارم :

کبر و غرور را به فراموشی بسپار و به فکر یادگیری باش .

با ساعت کاری دو برابر ، پیشرفتت هم دو برابر می شود .

لازم است هم دست به قلم باشی و هم خوش سخن.

شهامت این را داشته باش که در مقابل مشتری و همکار به اشتباه خود اعتراف کنی . آزاداندیشی ، خلوص نیت و صداقت از ویژگی های ضروری یک کپی رایتر است.

بهترین بازده کاری را زمانی داری که برای خودت شرایط دلچسبی فراهم آوری. به سفر برو ، در فضای باز ورزش کن و نفس های عمیق بکش. کتاب بخوان .

 

گزیده ای از عبارت هایی که آن ها را باور دارم :

 

تا به حال هیچ کس از کار و تلاش زیاد نمرده است. سردرگمی روحی ، بی انگیزه بودن و بیماری انسان را نابود می کند.

باید اشتباه خود را بپذیریم و همیشه حسابرس خودمان باشیم پیش از این که دیگران بخواهند به حساب ما برسند.

همه ی ایده های بزرگ ، یک روز جرقه ی فکری کوچکی بودند.

از همنشینی با افسرده ها پرهیز کن چون بیماری شان مسری است.

تغییر لازمه ی تداوم حیات است.

به زبان آوردن چیزی جز حقیقت جایز نیست ، ولی بهتر است در قالب دلنشینی بیان شود.

 

 

اگر پسرت به عنوان کپی رایتر وارد کار تبلیغات شود برای او چه توصیه ای می کنی ؟

به او نصیحت می کردم که بیشتر تلاش کند و پیش از آنکه بنشیند و چندین و چند صفت بی روح برای محصول بنویسد ، باید اول آن را بشناسد و به طور کامل بررسی کند و نیز به او می گفتم که باید مقدار زیادی از متن آگهی ها را مطالعه کند.

 

چطور یک متن تبلیغاتی پرفروش بنویسیم ؟ ( یه قُلُپ کپی رایتینگ )

خب احتمالا قُلُپ اول کپی رایتینگ را نوش جان کردی پس در این مقاله یک قدم پیش می رویم به سوی تبدیل یک متن تبلیغاتی به بهترین نسخه خودش.

قدم اول : کپی رایتینگ چیست ؟ کپی رایتر کیست ؟

 

در قُلُپ دوم از این سری مقاله ، میخواهم

4 عامل موثر و 3 نکته خیلی مهم

در نوشتن یک متن تبلیغاتی پرفروش را برایت بنویسم که بعد از مطالعه اش می توانی نتیجه های خوبی را رقم بزنی.

نوشتن یک متن تبلیغاتی پرفروش یعنی نوشتن متنی که می تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند و در نتیجه فروش را افزایش دهد.

حتما تو هم متوجه شده ای

که در حال حاضر با این وسعت از محتوای جذاب و دوست داشتنی ، شانس این که متن تبلیغاتی ات خوانده شود تقریبا صفر است.

خودت را جای مخاطب قرار بده ، چرا باید متنی را بخواند که باعث دست به جیب شدنش می شود ؟

چرا باید در این شرایط سخت اقتصادی ، هزینه ای بابت محصول آموزشی یا خدماتت بدهد ؟

تو باید بتوانی یک ” دلیل ” به مخاطب بدهی !

دلیلی که مخاطب را قانع کند که متن تبلیغاتی شما را تا انتها بخواند !

یک وعده جذاب

وعده ای که با دیدنش ، مخاطب شیفته شود چنان که در آن لحظه متوجه نباشد قرار است با خواندن آن متن دست به جیب شود.
دادن این وعده به همین راحتی ها هم نیست. باید مخاطبت را مانند رفیقت بشناسی .
از مشکل اش خبر داشته باشی. از آرزوهایی که در گوشه ای از قلبش هنوز برایشان امیدی دارد …

 

خیلی خب

برای این که یک متن تبلیغاتی پرفروش بنویسی باید :

4 عاملی که از دید مخاطب پنهان است را مدنظر قرار دهی :

 

1 . متن تبلیغاتی ات باید توجه و حواس مخاطب را جلب کند طوری که در آن لحظه فقط به مشکلی که دارد و وعده تو فکر کند نه هیچ چیز دیگر.

2 . تو باید با متنی که می نویسی علاوه بر این که اعتمادش را بدست بیاوری ، ارتباطی دوستانه هم ایجاد کنی.

3 . عامل سوم که اکثر افراد نادیده می گیرند این است که متن تبلیغاتی ات باید اشتیاق و احساسات مخاطب را تحریک کند. یک وسوسه جدانشدنی ایجاد شود.

4 . مخاطب با خواندن متن باید متقاعد شود که تو تنها انتخابش هستی و برای رسیدن به نتیجه موردنظرش می تواند روی تو حساب کند.

 

خب اما چطور می توانیم هر 4 عامل را در نوشتن رعایت کنیم ؟

در مقاله های بعدی از این سری مقاله ، فقط اشاره نمی کنم.

کاملا درباره هر عامل و تاثیرش می نویسم تا تو بتوانی به صورت عملی روی متن ات اجرا کنی.

 

3 نکته مهم در نوشتن متن های تبلیغاتی که رعایت کردنش می تواند تاثیرگذاری متن را چندین برابر کند :

 

1 . خسته کننده که باشی ، مخاطب تعارف ندارد و با یک کلیک صفحه ات  را می بندد

خب البته قرار هم نیست موجب سرگرم شدنش شویم تا صفحه ما را نبندد .

ما نباید مطالب بی ربطی در متن تبلیغاتی مان بنویسیم.
کاری که من انجام می دهم قبل از نوشتن هر پاراگرافی ، این است که یک سوال از خودم می پرسم : ” خب که چی ؟ “

اگر می نویسم :

” یک محصول بی نظیر برای از بین بردن چربی های فشرده (سلولیت) است.
ال کارنتین موجود در این کرم باعث افزایش متابولیسم، سوخت ساز و در نهایت چربی سوزی می شود. “

 

از خودم میپرسم خب که چی ؟
جواب به این پرسش باعث می شود از موضوعات حاشیه ای و بی ربط فاصله بگیرم.
چرا باید برای مخاطب مهم باشد که ال کارنتین چی هست ؟

ما فقط چیزی می نویسیم که روی مخاطب تاثیر بگذارد و ساده و شفاف پیشنهاد ردنشدنی مان را مطرح می کنیم.

با نوشتن متن های حاشیه ای و موضوعات بی ربط حوصله مخاطبت را سر نبر. کاری نکن از خواندن ادامه مطلب منصرف شود.

 

2 . قلمبه سلمبه صحبت کردنت به درد عمت میخورد  نه مخاطبت.

ما برای بخش اداری یک شرکت نامه نمی نویسیم !
ما برای مخاطبمان می نویسیم !
ساده و شفاف با مخاطبت صحبت کن انگار که در کافه روبرویش نشسته ای .

خودت باش . باور کن استفاده از کلمات قلمبه سلمبه ، فقط باعث دوری او می شود.
هر چقدر هم از کلمات قلمبه سلمبه استفاده کنی ، مخاطب برنمی گردد بگوید ” چه خفن ” .

خسته می شود و با نخواندن متن تبلیغاتی ات و بستن صفحه ، اعتراضش را نشان می دهد. به همین سادگی

 

3 . روی پیشنهاد یا پیام اصلی متن تبلیغاتی ات بیشتر فکر کن

شاید ما 2000 کلمه یا شایدم تا 5000 کلمه برای متن تبلیغاتی مان بنویسیم.

اما موضوع اصلی در تعداد کلمه ها یا طولانی و کوتاه بودنش نیست.

موضوع اصلی پیشنهادی است که برای مخاطب داریم.

آیا پیشنهادمان ، مخاطب را وسوسه می کند ؟

آیا پیام اصلی در ذهن مخاطب حک شده است ؟

 

پیام اصلی ما نتیجه ای است که مخاطب بعد از استفاده از محصول و خدماتی که قصد فروشش را داریم ، می گیرد.

مثال :

فروش کرم لاغری

شاید 5000 کلمه استفاده کنیم در متن تبلیغاتی

اما پیام اصلی چیست ؟

پیام اصلی : لاغر شدن مخاطب در یک مدت زمان کم بدون هیچ رژیمی است.

ما باید پیام مان را ساده و شفاف به مخاطب انتقال دهیم.

چه بسیار صفحات فروشی که بیش از 5000 کلمه است ولی پیام اصلی واضح نیست

و چه بسیار صفحاتی که در 700 کلمه مخاطب را شیفته محصول کرده است .

 

امیدوارم از خواندن این مطلب لذت برده باشی.

 

قُلُپ سوم : مصاحبه من با دیوید اگیلوی به زبان فارسی

 

 

یه قُلُپ کپی رایتینگ

با قسمت یک از سری مقاله های ” یه قُلُپ کپی رایتینگ ” در خدمت شما هستم.

در این مقاله ها فرض من بر این است که ذهنت خالی از هرگونه دانشی در این حوزه است و از ابتدای مسیر تو را با کپی رایتینگ و انواع تکنیک ها ، اصول نوشتن ، قواعد و … آشنا می کنم و در ادامه تکنیک ها و استراتژی های تاثیرگذارتری را تحلیل می کنم. خیلی ساده و کوتاه.

هدف از این سری مقاله ها این است که از کلیشه های این حوزه فاصله بگیریم تا بتوانیم در دنیای واقعی متن های تبلیغاتی موثرتری بنویسم.

سرجیو زیمن :

” تنها یک قانون وجود دارد : تبلیغات باید سبب فروش شود . “

تبلیغات ، فروش بیشتر محصول ، در بیشتر مواقع ، به بیشتر افراد ، برای بدست آوردن پول بیشتر است.

و یکی از ارکان اصلی یک تبلیغ پرفروش ، نوشتن یک متن تبلیغاتی جذاب و تاثیرگذار است.

همه ما روزانه در معرض صدها تبلیغ مختلف در سایت های اینترنتی و شبکه های اجتماعی قرار می گیریم .
اما واقعا چه تعداد از آن ها را کلیک می کنیم یا تا انتها می خوانیم ؟ یا بعد از خواندن آن ها برای خرید محصول اقدام می کنیم ؟

در دنیایی که جلب توجه مردم روز به روز دشوارتر می شود و حواس مخاطب در لحظه از موضوع اصلی پرت می شود
ما باید چنان تبلیغی را بسازیم که توجه مخاطب را طوری جلب کند که حاضر نباشد در آن لحظه ها به چیز دیگری فکر کند.

اما دقیقا چه تبلیغی تاثیرگذار است ؟

به نظر من تبلیغی که توجه مخاطب هدف را جلب کند و پیام  و پیشنهاد را ساده و روشن عرضه کند و هر مخاطبی را برای خرید محصول متقاعد سازد.

و همه این ها با کپی رایتینگ امکان پذیر است.

اگر میخواهید افراد را برای خواندن تبلیغ و اقدام به خرید متقاعد کنی به مطالعه این سری مقاله ها نیاز داری.

 

کپی رایتینگ ( تبلیغ نویسی ) چیست و کپی رایتر کیست ؟

کپی رایتینگ ترکیب هنر نویسندگی با مهارت بازاریابی و فروش است که منجر به نوشتن متن های تاثیرگذاری می شود که فروش را افزایش می دهند. این یک تعریف جامع از کپی رایتینگ یا تبلیغ نویسی بود.

و اما کپی رایتر کیست ؟

کپی رایتر ، هم یک نویسنده و هم یک روانشناس است . کسی است که روح و روان انسان ها را می شناسد و همینطور با نیاز های عمیق انسان ها آشناست.

کپی رایتر با متن هایی که می نویسد می تواند هر مخاطبی را تحریک به اقدام کند.

جودیت چارلز می گوید :

” یک نویسنده ی متن های تبلیغاتی ، فروشنده ای است که پشت ماشین تحریر می نشیند. “

( البته ما قرار نیست پشت ماشین تحریر بشینیم . اما پشت لپ تاپ ، چرا )

به این مثال توجه کنید :

می خواهم برای فروش کرم لاغری یک متن تبلیغاتی بنویسم :

روش اول :

یک محصول بی نظیر برای از بین بردن چربی های فشرده (سلولیت) است. ال کارنتین موجود در این کرم باعث افزایش متابولیسم، سوخت ساز و در نهایت چربی سوزی می شود.

روش دوم :

اگر به طور جنون آمیزی دیگر حالت از رژیم های سخت و تلاش های بی فایده برای کاهش وزن بهم میخورد ، می توانی از این کرم لاغری استفاده کنی تا در عرض 30 روز مجبور شوی شلواری با سایز کوچکتر بگیری.

 

در روش دوم من سعی کردم احساسات منفی مخاطب را تشدید کنم و در مرحله دوم نتیجه استفاده را با استفاده کلمات برایش تصویرسازی کنم.

این یعنی استفاده از ابزار کپی رایتینگ

 

کپی رایتینگ چی نیست ؟

کپی رایتینگ استفاده خلاقانه از کلمات و فقط زیبانویسی بدون هیچ هدفی نیست.

هدف از کپی رایتینگ این نیست که موردعلاقه و تشویق مردم قرار گیرد . کپی رایتینگ ابزاری است برای رسیدن به هدف و هدف چیزی جز افزایش فروش نیست.

 

کپی رایتینگ کجا کاربرد دارد ؟

کپی رایتینگ هم در فضا وب و هم در فضای فیزیکی تاثیرگذار است و می تواند فروش هر محصولی را افزایش دهد.

در تلگرام ،اینستاگرام و شبکه های اجتماعی دیگر

در متن ایمیل هایی که می فرستیم

در صفحه فروش محصولات و خدمات

در تبلیغات کلیکی ، ایمیلی ، ویدئویی و … در فضای وب

بر روی بیلبوردهای سطح شهر ، بنر ها ، تبلیغات مجلات و روزنامه ها

 

به نظر من هر جا سخن از تاثیرگذاری باشد ، نام کپی رایتینگ می درخشد.

در نوشتن متن های سخنرانی ، در سیاست ، در مذهب ، در ساخت فرهنگ و …

چون تمام کاری که باید در کپی رایتینگ انجام دهی ، این است که بتوانی از کلمات طوری استفاده کنی که تاثیر بگذارد.

 

ویژگی های یک کپی رایتر حرفه ای :

تبدیل شدن به یک کپی رایتر نیاز به تمرین و یادگیری مادام العمر دارد . اما چند تا از ویژگی های یک کپی رایتر حرفه ای را در زیر می توانی ببینی و بعد خودت تصمیم بگیری در این مسیر قدم بگذاری یا نه .

 

  • یک کپی رایتر می تواند یکی از تاثیرگذارترین افراد هر جامعه ای باشد.
  • یک کپی رایتر حرفه ای می تواند هر محصول یا خدماتی را به راحتی بفروشد.
  • می تواند به راحتی ایده هایش را ارائه دهد و هر کسی را برای پذیرفتن ایده هایش متقاعد کند.
  • می تواند با نوشتن چند تبلیغ یک کسب و کار را رونق دهد.
  • یک کپی رایتر می تواند به یک سخنران تاثیرگذار تبدیل شود.
  • یک کپی رایتر می تواند طوری بنویسد که توجه ها را جلب کند.

 

ابزار لازم برای کپی رایتر :

یک قلم و کاغذ

علاقه و انگیزه ای برای ادامه

مطالعه ، مطالعه ، مطالعه

 

ابزارهای دیگر را در قُلُپ های بعدی بررسی می کنیم.

 

خب قلپ اول رو به سلامت قورت دادی رفت ! خیلی زود با قُلُپ بعدی در خدمتت خواهم بود.

اگر سوالی داری بپرس تا جواب دهم.

 

قُلُپ دوم : چطور یک متن تبلیغاتی پرفروش بنویسیم ؟